مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
905
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
جايى مىخورد كه من بارها ديدم پيامبر آنجا را مىبوسيد . » حسين در سال شصت و يك هجرت روز عاشورا كه روز آدينه بود ، در سن پنجاه و هشت سالگى كشته شد . او با رنگ سياه ، خضاب مىبست . سپس يزيد نفرين شده خانواده و دختران او را به مدينه فرستاد و دختر عقيل بن ابى طالب ، در سوگ او ، چنين سرود : چه خواهيد گفت ، اگر پيامبر [ 1 ] خداوند از شما بپرسد : / چه كرديد ، شما كه آخرين امتها بوديد / پس از من ، با عترت و اهل بيت من / كه دستهاى اسير شدند و دستهاى به خون آغشته ؟ گويند مردم مدينه ، در شبى كه حسين روزش كشته شد ، هاتفى را شنيدند كه آواز مىداد : پيامبر پيشانى او را دست كشيد . / از اين روست كه در گونههاى او تابشى و درخششى است . / پدر و مادرش از بالاترين كسان قبيلهء قريشاند / و نياى او ، بهترين نياكان است . و بدان كه رافضيان را در اين داستان افزودهها و داستانپردازيها ( تهاويل ) [ 2 ] بسيار است . و در آنچه ما نيز ياد كرديم لغزش و خطا فراوان ، چرا كه بسيارى از مردم هستند كه منكرند كه يزيد فرمان به كشتن او داده باشد يا حتى به اين كار خرسندى داشته باشد . و خداى داناتر است [ 3 ] . داستان عبد الله بن زبير بن عوام و او فرزند صفيه ، عمهء پيامبر خدا ( ص ) و نخستين كودكى است كه در اسلام در مدينه زاده شد . گويند چون مردم با يزيد بيعت كردند ، حسين و عبد الله بن زبير از بيعت او
--> [ 1 ] در متن مليك ( فرمانروا ، پادشاه ) ولى در متون ديگر همه جا « نبى » است . رجوع شود به مروج الذهب ، ج 3 ، ص 78 . [ 2 ] تهاويل به معنى نقاشيها و رنگآميزى نيز هست . اگر به طور مجازى به كار نرفته باشد . آيا مىتوان احتمال داد كه در روزگار مؤلف ، شيعه و به قول او رافضيان ، پردههاى نقاشى و تصويرهايى از اين واقعه مىساختهاند ؟ [ 3 ] مؤلف تاريخ الخلفا ، پس از آنكه داستان شهادت حسين بن على را به تفصيل تمام نقل كرده مىگويد : « ما در اين مورد سخن را گسترش داديم ، اگر چه باز هم در برابر آنچه راويان نقل كردهاند اندك است ، زيرا چنين حادثهاى ، پيش از آن در اسلام ، روى نداده بود و پس از آن نيز روى نداده است . » رك : تاريخ الخلفاء ، چاپ مسكو ، ورق a 87 .